پایان نامه بررسی موضوع مسئولیت کیفری در خصوص صدمات غیر جسمانی

متن کامل در سایت baharfile.com

 

تقدیم به:

همه کسانی که به من آموختند…

پدر و  مادرم که در تمامی مراحل زندگی یار و یاور من بوده‌اند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تقدیر و تشکر:

با اغتنام فرصت و به رسم ادب بر خود واجب می دانم نهایت سپاس و تشکر خود را به استاد راهنما و مشاور ارجمندم سرکار خانم دکتر مریم نقدی و جناب آقای دکتر …………………. از اینکه هدایت و راهنمایی این پایان نامه را بر عهده گرفتند و با رهنمودهای ارزنده و نکته سنجی های ایشان این تحقیق به ثمر رسید، ابراز دارم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فهرست مطالب

چکیده. 12

فصل اول: کلیات پژوهش

1-1- مقدمه. 14

1-2- بیان مسئله. 15

1-3- سوال های تحقیق.. 16

1-3-1- سوال اصلی.. 16

1-3-2-سوالات فرعی.. 16

1-4- فرضیات تحقیق.. 17

1-4-1-فرضیه اصلی.. 17

1-4-2- فرضیه فرعی.. 17

1-5- پیشینه تحقیق.. 17

1-6-اهداف… 20

1-7- روش تحقیق.. 20

1-8- سازماندهی و ساختار پژوهش…. 21

فصل دوم: جرم و عناصر تشکیل دهنده آن و مفهوم قتل عمدی

2-1-جرم و عناصر آن.. 23

2-1-1-مفهوم جرم. 23

2-1-2-عناصر جرم. 26

2-1-2-1-عنصر مادی… 26

2-1-2-1-1-رفتار مرتکب… 27

2-1-2-1-1-1-فعل.. 27

2-1-2-1-1-2-ترک فعل.. 28

2-1-2-1-1-3-فعل ناشی از ترک فعل.. 28

2-1-2-1-1-4-حالت… 29

2-1-2-1-1-5-داشتن و نگهداری… 30

2-1-2-1-2-موضوع جرم. 31

2-1-2-1-3- نتیجه جرم. 32

2-1-2-1-4-رابطه علیت… 32

2-1-2-2-عنصر معنوی… 32

2-1-2-2-1- عنصر روانی در جرائم عمدی… 33

2-1-2-2-1-1-آگاهی.. 33

2-1-2-2-1-2-اراده. 34

2-1-2-2-1-3- سوءنیت عام و خاص….. 35

2-1-2-2-1-4- سوءنیت معین و نامعین.. 35

2-1-2-2-1-5- سوءنیت احتمالی و سوءنیت جازم. 36

2-1-2-2-1-6- تفاوت انگیزه با سوءنیت خاص….. 36

2-1-2-2-2-عنصر روانی در جرایم غیر عمدی… 37

2-1-2-2-2-1-بی احتیاطی.. 38

2-1-2-2-2-2-بی مبالاتی.. 38

2-1-2-2-2-3-عدم مهارت… 38

2-1-2-2-2-4- عدم رعایت نظامات دولتی.. 38

2-2-قتل عمدی… 39

2-2-1- مفهوم شناسی.. 39

2-2-1-1-مفهوم قتل.. 39

2-2-1-2-مفهوم عمد.. 39

2-2-1-3-مفهوم قتل عمدی… 41

2-2-1-3-1- تعاریف فقهی از قتل عمدی… 41

2-2-1-3-2- تعریف حقوقی از قتل عمدی… 42

2-2-1-3-3- تعریف قانونی از قتل عمدی… 43

2-2-2-درجات قتل عمدی… 45

2-2-2-1- قتل عمد همراه با قصد صریح یا مستقیم.. 45

2-2-2-2- قتل عمد همراه با قصد غیرصریح یا غیرمستقیم.. 47

2-2-2-3- قتل عمد همراه با قصد احتمالی یا بی پروایی.. 47

 

 

فصل سوم: بررسی تاثیر فعل در ارتکاب قتل عمدی

3-1- بررسی تحقق قتل عمدی با فعل به ندرت کشنده. 53

3-2- بررسی تحقق قتل عمدی با فعل نوعا کشنده. 55

3-2-1- رفتار مرتکب در عمل نوعا کشنده. 57

3-2-2- رکن روانی مرتکب در عمل نوعا کشنده. 59

3-3- نوع و نحوه ارتکاب فعل در قتل عمدی… 62

3-3-1-فعل مادی… 62

3-3-1-1- فعل مادی اصابتی.. 62

3-3-1-1-1-فعل مادی اصابتی منجر به صدمات مادی… 63

3-3-1-1-2- فعل مادی اصابتی منجر به صدمات معنوی… 64

3-3-1-2-فعل مادی غیر اصابتی.. 64

3-3-1-2-1- فعل مادی غیر اصابتی منجر به صدمات مادی… 65

3-3-1-2-2-فعل مادی غیر اصابتی منجر به صدمه معنوی… 66

3-3-1-2-3- رابطه استناد در مورد وارد آمدن صدمه معنوی… 68

3-3-2- فعل معنوی… 70

3-4-مباشرت و تسبیب… 72

3-4-1-مباشرت در معنای عام و خاص….. 72

3-4-2-تسبیب در معنای عام و خاص….. 73

فصل چهارم: بررسی امکان تحقق قتل عمدی با ترک فعل و صدمات غیر جسمانی

4-1- معنا و مفهوم ترک فعل در لغت و اصطلاح.. 76

4-2- جایگاه ترک فعل در حقوق جزا 77

4-3-شرایط تحمیل مسئولیت بر تارک فعل.. 77

4-3- محدوده ترک فعل در جرایم مختلف…. 79

4-3-1-جرایم مستلزم حد.. 79

4-3-2-جرایم مستلزم قصاص….. 79

4-3-3-جرایم مستلزم پرداخت دیه. 81

4-3-5-جرایم مستلزم مجازات‌های تعزیری… 81

4-3-6- محدوده ترک فعل در صور مختلف ارتکاب جرم. 82

4-4- امکان وقوع ترک فعل.. 83

4-4-1-نظر حقوقدانان.. 83

4-4-1-1-نظر مخالفین.. 83

4-4-1-2-نظر موافقین.. 85

4-4-2- نظر فقها. 86

4-4-2-1-مخالفین.. 86

4-4-2-2-موافقین.. 86

4-5- ترک فعل از نظر فقهاء اسلامی.. 88

4-5-1-ديدگاه فقهاي شيعه. 88

2-6-2- ديدگاه فقهاي اهل‏سنت… 92

4-6- ارکان جرم قتل عمدی با ترک فعل.. 93

4-6-1-رکن قانونی.. 93

4-6-2- رکن مادی قتل عمدی ناشی از ترک فعل.. 94

4-6-3-رکن روانی جرم قتل عمدی ناشی از ترک فعل.. 94

4-7-نقش ترک فعل در قتل در قانون جدید.. 96

4-7-1- نقش ترک فعل.. 96

4-7-2- سیر تقنینی مربوط به ترک فعل در قوانین ایران.. 97

4-7-3-قانون مجازات اسلامی 1392 و ترک فعل در قتل عمد.. 98

4-7-3-1- تعریف جنایت… 98

4-7-3-2-  انواع جنایت… 100

4-7-3-3- موضع قانوگذار 1392 در رابطه با ترک فعل.. 100

4-7-3-4-شرایط ترک فعل.. 101

4-7-3-5-ارکان تشکیل دهنده جرم ترک فعل.. 108

4-7-3-5-1- رکن قانونی.. 108

4-7-3-5-2- رکن مادی… 108

4-7-3- رکن روانی.. 109

فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادات

5-1-نتیجه گیری… 111

5-2- پیشنهادات… 113

منابع و ماخذ.. 114

 

 

 

 

 

 

 

 


چکیده

موضوع امكان و عدم امكان ارتكاب جرم از طريق ترك فعل و صدمات جسمانی، از مسائل مهم و چالش‏برانگيز حقوق جزاست كه از ديرباز مورد بحث فقها و حقوق‏دانان بوده است كه آيا جرايم عليه تماميت جسماني اشخاص كه معمولاً با افعال مثبت ارتكاب مي‏يابد، ممكن است در شرايط خاص با ترك فعل نيز تحقق پيدا كند، ترک فعل منتهی به سلب حیات از دیگری اعم از آنکه انجام آن، وظیفۀ تارک بوده یا نه، در هر دو حالت با شرایطی در قوانین کیفری ایران جرم است. درحالت اول که شخص در برابر دیگری تعهد و وظیفه‌ای ندارد، نه از بابت قتل قربانی، بلکه ترک کننده به موجب قانون مجازات خودداری از کمک به مصدومین و رفع مخاطرات جانی محکوم می‌شود. در حالت دوم که شخص تارک برحسب قانون، قرارداد و یا حرفۀ خود وظیفه داشته مانع از تاثیر اسباب وقوع قتل علیه قربانی شود، چنانچه عمداً وظیفه خود را به قصدقتل قربانی ترک کند، عمل وی قتل عمدی و مشمول مادۀ 290 قانون مجازات اسلامی خواهد بود که قانونگذار با وضع ماده 295 قانون مجازات اسلامی که در واقع ماده تکمیلی مواد290 لغایت 291 همین قانون می‌باشد، صراحتا امکان تحقق عنصر مادی جرم در جنایات، که قتل عمد یکی از انواع آن است را در قالب ترک فعل و صدمات غیر جسمانی  پذیرفته و هیچ تفاوتی هم میان فعل و ترک فعل قائل نشده است. به همین علت در این پژوهش نویسنده تلاش کرده تا با بررسی فقهی حقوقی این موضوع جایگاه آن را در قوانین بخصوص قانون مجازات اسلامی جدید شناسایی و حدود آن را تبیین نماید.

واژگان کلیدی: قتل، قتل عمدی، غیر عمد، ترک فعل، فعل، صدمات غیر جسمانی.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل اول: کلیات پژوهش

 

 

 

 

 

 

 

1-1

 روانی مرتکب در عمل نوعا کشنده

برای تحقق قتل عمدی، صرف انجام عمل نوعا کشنده کافی نبوده و مرتکب باید از عنصر روانی لازم نیز برخوردار باشد، زیرا مطابق منابع فقهی مورد اقتباس قانونگذار، در حالت انجام عمل نوعا کشنده، این ارتکاب، نوعی قصد جنایت داشتن است. به همین جهت فقها، قصد انجام عمل نوعا کشنده با علم به نوعا کشنده بودن فعل را، جدا از قصد تبعی قتل ندانسته اند. لازم به ذکر است که در اینجا نباید افراط کرده و در بند ب و ج ماده 290 نیز قاتل را قاصد بدانیم، زیرا در صورت قصد قتل داشتن مرتکب، عمل وی مشمول بند الف بوده و قتل بر آن اساس عمدی است، در حالی که در بند ب و ج، آنچه برای تحقق قتل عمدی لازم است، صرفا آگاهی بر نوعا کشنده بودن عمل است و نه قصد قتل داشتن. البته در اینجا باید به نکته کاملا ظریفی اشاره داشت که در کلام فقها آمده است و آن اینکه برای تحقق قتل عمدی براساس بند ب و ج، آگاهی بر کشنده بودن همیشگی و یقینی عمل لزومی ندارد، بلکه آنچه برای تحقق این دو بند لازم است، آگاهی از غالبا کشنده بودن آن است. به عبارت دیگر لازم نیست، مرتکب بداند که عمل او قطعا مرگ را به دنبال دارد؛ زیرا در این صورت مشمول بند الف خواهد بود، بلکه تنها دانستن و التفات به این امر که عمل او به صورت غالبی و عادتا منجر به مرگ می شود، برای تحقق قتل عمدی کافی است. دقت در بند ب ماده 290 ق.م.ا و منابع فقهی مورد اقتباس مقنن در وضع این بند، نشان می دهد که برای تحقق آن، صرف عمل نوعا کشنده کفایت نمی کند، بلکه طبق این بند، این عمل باید عمدا صورت گیرد و با توجه به این که علم از لوازم عمد است و حقوقدانان عمد را شامل علم و اراده دانسته اند، لذا این مطلب که در صورت قتاله بودن آلت ارتکابی، علم و دانستن مرتکب به هیچ وجه مطرح نبوده و عمل قطعا قتل عمدی است، مخالف متون فقهی و بند ب و ج ماده 290 است. زیرا همانطور که اشاره شد برخی فقها به صراحت علم مرتکب به خاصیت فعل خود را برای تحقق قتل عمدی بر اساس عمل نوعا کشنده لازم دانسته اند(سپهوند: پیشین، 54).

نکته آخر در این قسمت، بررسی تفاوت عبارات به کار رفته در بند های ب و ج است. در حالی که در بند ج، به آگاه بودن قربانی اشاره شده است، این مطلب در بند ب مسکوت مانده است؛ علت این اختلاف همانطور که به درستی بیان شده است بدین علت است که موارد مذکور در بند ج مانند بیماری، عموما از انظار مخفی بوده و در نتیجه با توجه به لزوم علم مرتکب به نوعا کشنده بودن عمل خود و مخفی بودن وضعیت خاص قربانی، در انتهای بند از لزوم آگاهی قاتل سخن گفته شده است، بدون آنکه از کلمه عمدا مانند بند ب در ابتدای این بند نیز استفاده شود. به نظر ما هیچ فرقی بین عبارت آگاه و متوجه باشد در بند ج و قصد ایراد جنایت در بند ب نمی باشد و تنها به دلیل خاصیت پنهانی داشتن برخی موارد بند ج، مانند بیماری پنهان متهم یا ناتوانی او مانند بلد نبودن شنا، لزوم آگاهی داشتن مرتکب در آخر بند ج، صراحتا ذکر شده است که بحثی کاملا اثباتی است بدین صورت که اگر قتل در حالتی صورت گیرد که ناتوانی قربانی پنهان باشد، بار اثبات علم قاتل بر عهده شاکی است، در حالی که در حالات دیگر مانند برخی حالات مذکور در بندج (مانند کودکی و پیری) و تمامی موارد بند ب، بار اثبات خلاف یعنی نداشتن علم به نوعا کشنده بودن، بر عهده مرتکب است، زیرا در بند ب، به علت کشنده بودن نوعی عمل نسبت به تمامی افراد جامعه و نیز در حالات آشکار ناتوانی مذکور در بند ج، مانند کودکی یا پیری یا بیماری آشکار قربانی، بعلت کشنده بودن نوعی نسبت به آنها، قاتل، عالم فرض می شود، مگر آنکه خلاف آنرا ثابت نماید. لذا وجود قید به آن آگاه باشد در بند ج، به معنای عدم لزوم آگاهی در بند ب نبوده است و همین عبارت به نوعی دیگر با قید کلمه عمدا در بند ب تکرار شده است و حتی نمی توان گفت در بند ج اثبات آگاهی بر عهده شاکی و در بند ب اثبات خلاف آن بر عهده مرتکب است، زیرا برخی موارد بند ج مانند کودکی و پیری نیز هویدا و آشکار بوده و از لحاظ اثباتی مانند بند ب، اثبات عدم علم در آنها بر عهده مرتکب خواهد بود. البته می توان ادعا کرد که امکان دارد در مواردی متهم مثلا از پیری مجنی علیه نیز بی خبر باشد، مانند زمانی که از پشت سر و بدون دیدن پیری مجنی علیه به او ضربه ای وارد کند و یا مجنی علیه به علت گریم و مانند آنها پیری خود را پوشانده باشد، در این موارد و مواردی شبیه آن که حتی می شود در مورد کودک نیز مانند آن را تصور کرد، در صورت وارد آمدن ضربه ای که نسبت به مجنی علیه نوعا کشنده باشد، با توجه به پنهانی بودن آن ها، بار اثبات علم مرتکب به عهده شاکی بوده و در صورت عدم اثبات، قتل واقع شده شبه عمدی خواهد بود. لازم به ذکر است عبارت مذکور در قسمت آخر بند ج که «مشروط بر آنكه مرتکب به وضعيت نامتعارف مجنيٌ‌عليه يا وضعيت خاص مکاني يا زماني آگاه و متوجه باشد»، لذا لازم است مرتکب به کشنده بودن غالبی فعل خود نسبت به مجنی علیه آگاه باشد که البته این امر در حالات پنهان مذکور در بند ج مستلزم علم او به بیماری و ناتوانی مجنی علیه نیز می باشد(پورفرانی: 1388، 18).

3-3- نوع و نحوه ارتکاب فعل در قتل عمدی

فعل ارتکابی را به اعتبار قابل مشاهده بودن یا نبودن و به عبارت دیگر عینی و غیر عینی بودن، به دو دسته مادی و معنوی تقسیم کرده و هریک را جداگانه بررسی می نماییم:

3-3-1-فعل مادی

فعل مادی عبارت است از فعلی که بروز و ظهور عینی و خارجی یافته و قابل رویت و مشاهده باشد. مانند چاقو زدن، شلیک کردن، خفه کردن با دست، پرتاب کردن از بلندی، ریختن سم در غذا، فریاد زدن و مانند آن. در تمامی مثال های گفته شده، فعل مرتکب ظهور خارجی داشته و قابل مشاهده می باشد. با دقت در افعال مادی، اینگونه از افعال را نیز می توان به اعتبار برخورد و عدم برخورد به جسم مجنی علیه، به دو دسته مجزا تقسیم کرده و هر یک را جدا گانه بررسی نمود:

3-3-1-1- فعل مادی اصابتی

این نوع از فعل، علاوه بر بروز و ظهور عینی و خارجی که خاص افعال مادی است، جهت اثر گذاری، باید بر جسم مجنی علیه وارد شده و موجب مرگ وی گردد. اکثر قتلهای ارتکابی نیز با این نوع از افعال واقع می شوند، تیر زدن، سم خوراندن، خفه کردن، سر بریدن، مجروح کردن، در آب انداختن و مثالهای بسیار دیگر، همه از این دسته از افعال مادی می باشند. در تمامی مثالهای فوق، فعل ارتکابی از طرف قاتل، با اصابت بر جسم مجنی علیه، مرگ وی را به دنبال خواهد داشت. البته ارتکاب فعل به صورت مباشرتی و یا تسبیبی تفاوتی ندارد؛ مانند آنکه در حالت تیر اندازی و خفه کردن، عمل مرتکب بصورت مباشرتی یعنی انداختن تیر و فشار با دست به بدن مجنی علیه وارد می شود و در مثالهایی مانند انداختن مجنی علیه در آب و مانند آن، نیز انداختن در آب، بصورت تسبیبی موجب مرگ وی می گردد. به هر حال این نوع از فعل، شایع ترین و غالب ترین فعل مورد استفاده در قتل عمدی به شمار می رود. دقت در افعال مادی اصابتی نیز نشان می دهد که این افعال نیز باید به اعتبار نحوه رسیدن به مرگ و یا به عبارت دیگر نحوه صدمه وارده، به دو قسمت تقسیم می شوند:

3-3-1-1-1-فعل مادی اصابتی منجر به صدمات مادی

در این نوع از افعال مادی، عمل مرتکب با اصابت به جسم مجنی علیه، سبب ایجاد صدمه مادی می شود. صدمه مادی نیز صدمه ای است که به صورت خارجی و عینی ظهور و بروز یافته و قابل رویت بر جسم مجنی علیه (اعم از قسمت های خارجی و داخلی) باشد. در حقیقت، اکثر قتلهای واقع شده در اجتماع از نوع اخیر می باشند، تیر اندازی به بدن فرد، خفه کردن وی، انداختن وی در چاه، سم خوراندن به وی و مثالهای بسیاری از این نوع، همگی از جمله این نوع از فعل مادی می باشند که در آنها فعل ارتکابی قاتل، پس از برخورد با جسم مجنی علیه، روی آن اثر فیزیکی گذاشته و موجب مرگ وی می گردد. در معاینه جسد در این حالت نیز اثر عمل قاتل، روی بدن قربانی هویدا بوده و رابطه فعل قاتل و مرگ قربانی قابل تشخیص خواهد بود(سپهوند: پیشین، 96).

3-3-1-1-2- فعل مادی اصابتی منجر به صدمات معنوی

در این حالت، فعل ارتکابی علاوه بر مادی بودن، به جسم مجنی علیه نیز اصابت می کند ولی صدمه حاصله از این فعل مادی نبوده و بلکه معنوی است. صدمات معنوی، صدماتی است که موجب آسیب و لطمه بر روح و روان مجنی علیه ونهایتا مرگ وی می شود، بدون آنکه مادتا و در جسم قربانی قابل رویت باشند. برای مثال در صورتی که قاتل، قربانی را از پشت بام یک عمارت به پایین پرتاب نماید و قربانی قبل از تماس با زمین و در طول سقوط، در اثر ترس از افتادن، فوت نماید، فعل مادی اصابتی منجر به صدمه ی معنوی رخ داده است، زیرا دست زدن و پرتاب کردن مجنی علیه از جمله افعال مادی اصابتی و مرگ در اثر ترس، از جمله صدمات معنوی می باشد. بدیهی است در همین مثال، در صورتی که قربانی در اثر اصابت با زمین فوت نماید، فعل اصابتی منجر به صدمه مادی رخ داده است. همینطور است در صورتی که مجنی علیه که مورد تیر اندازی قاتل قرار گرفته است، در اثر دیدن وضعیت تیر خوردگی و خون ریزی خود، از ترس قالب تهی کند.

3-3-1-2-فعل مادی غیر اصابتی

در این نوع از فعل، عمل مرتکب به صورت مادی و عینی قابل رویت است، اما این عمل، بدون اصابت فیزیکی با جسم مجنی علیه، موجب مرگ وی می گردد. این نوع از افعال را برخی حقوقدانان، افعال غیر مادی و برخی فعل معنوی دانسته اند( میرمحمدصادقی: پیشین، 70).

به نظر می رسد این نوع فعل را باید فعل مادی غیر اصابتی  دانست و اطلاق فعل غیر مادی و معنوی بر آن صحیح نمی باشد، زیرا همانطور که گفته شد، بطور کلی فعل را باید به مادی و معنوی تقسیم نمود. فعل مادی نیز فعلی است که دارای بروز و ظهور خارجی است؛ در مثالهایی مانند ترساندن، شمشیر کشیدن، چاپ اعلامیه ترحیم دروغین و مانند آنها، که این حقوقدانان آنها را غیر مادی دانسته اند، فعل مادی یعنی فعلی قابل رویت و محسوس، از جانب قاتل صورت می گیرد و تنها صدمه وارد بر مجنی علیه، ممکن است بصورت معنوی باشد. دقت در تالیفات حقوقی نیز نشان می دهد که برخی از حقوقدانانی که ترساندن و شمشیر کشیدن و مانند آنها را از جمله افعال غیر مادی دانسته اند، سحر و جادو را نیز در همین دسته جای داده اند(آقایی نیا: پیشین، 34).

درحالی که این دو نوع از افعال تفاوت ماهوی با هم داشته و قابل جمع در یک دسته نمی باشند. در تقسیم بندی افعال، ابتدا باید به رابطه بین قاتل و فعل ارتکابی وی توجه کرده و سپس به اصابتی و غیر اصابتی بودن این فعل به بدن مجنی علیه و نهایتا به نتیجه حاصله توجه نمود. ترساندن، شمشیر کشیدن، چاپ آگهی و مانند آن، همگی به علت بروز و ظهور خارجی از جمله افعال مادی می باشند، زیرا مادتا و به صورت عینی قابل رویت و حس کردن هستند و البته به علت عدم تماس با جسم مجنی علیه، آنها را باید افعال مادی غیر اصابتی دانست. به هر حال این نوع از فعل نیز به اعتبار نحوه حصول نتیجه، خود به دو قسمت تقسیم می شود:

3-3-1-2-1- فعل مادی غیر اصابتی منجر به صدمات مادی

در این حالت از فعل، علی رغم مادی و غیر اصابتی بودن، صدمه وارده بر جسم مجنی علیه فیزیکی و مادی بوده و همین مطلب موجب مرگ وی می گردد. برای مثال در صورتی که مرتکب از بام آپارتمانی بلند، مجنی علیه را در حالت غفلت و ترس، بترساند و در اثر این ترس، وی به پایین پرتاپ شده و در اثر برخورد با زمین بمیرد یا مرتکب در تاریکی شب، قربانی را بترساند و در اثر این ترس، وی زمین خورده و به هلاکت برسد، علی رغم غیر اصابتی بودن فعل ارتکابی، صدمه وارده مادی بوده و بر جسم قربانی اثر مادی و قابل رویت بر جای می گذارد. ماده 499 در این خصوص بیان یم دارد« هرگاه كسي ديگري را بترساند و آن شخص در اثر ترس بياختيار فرار كند يا بدون اختيار حركتي از او سر بزند كه موجب ايراد صدمه بر خودش يا ديگري گردد، ترساننده حسب تعاريف جنايات عمدي و غيرعمدي مسؤول است»، طبق ماده در این حالت نیز عمل فرد، ترساندن، که عملی مادی و غیر اصابتی است، می باشد و این عمل، موجب صدمه مادی بر جسم قربانی بر اثر پرتاب کردن یا به درون چاه افتادن می شود. مشروط کردن ضمان ترساننده به حالتی که ترس، موجب زوال اراده و اختیار قاتل گردد نیز، کاملا منطقی است، زیرا در غیر این صورت، فرد با اراده و اختیار، خود را پرتاب نموده است و در نتیجه رابطه استناد بین فعل مرتکب و نتیجه حاصله قطع خواهد شد(آقایی نیا: پیشین، 52).

3-3-1-2-2-فعل مادی غیر اصابتی منجر به صدمه معنوی

در این حالت از فعل، مرتکب با انجام فعلی غیر اصابتی مانند ترساندن، به هیجان شدید انداختن و مانند آن، موجب بروز فعل و انفعالاتی در دستگاه عصبی و روانی قربانی و نهایتا مرگ وی می گردد. در حقیقت در اینجا در اثر فعل مرتکب، بر روح و روان و سیستم عصبی مجنی علیه آسیب وارده آمده و در اثر این آسیب وی فوت می کند. مانند ترساندن فردی در تاریکی و فوت او در اثر ترس، چاپ اعلامیه دروغین فوت فرزند کسی و مرگ او، خبر دادن دروغ به فرد با غیرتی مبنی بر انجام عمل منافی عفت توسط زن یا دختر او، خبر دادن دروغ به زنی به اینکه شوهرش همسر دیگری دارد، دادن خبر دروغ قبول شدن فرزند کسی در کنکور با علم به بیماری قلبی او و در نتیجه به هیجان افتادن و وقوع مرگ وی، همگی در این دسته از افعال قرار می گیرند. در فقه امامیه نیز این موضوع مورد اعتنای فقها قرار گرفته است. البته فقها عمدتا از این نوع از فعل در حالت ترساندن شخصی توسط دیگری بحث کرده اند. صاحب جواهر پس از طرح مساله مربوط به فریاد کشیدن مرتکب روی انسان بالغ، ضمان را منتفی دانسته است، مگر آنکه علم به وجود رابطه استناد حاصل گردد(نجفی: پیشین، 54).

برخی دیگر موضوع را با توجه به وضعیت مجنی علیه به دو حالت تقسیم کرده و در حالت ترساندن فرد بالغ، اصل را بر عدم ضمان دانسته و مدعی را نیازمند اثبات رابطه استناد می دانند؛ در حالیکه در مورد ترساندن صغیر، مریض و فرد ترسو اصل را بر ضمان گذاشته و عدم وجود رابطه استناد را نیازمند اثبات می دانند. در مقابل این عده، برخی دیگر از فقهای معاصر بدون توجه به وضعیت مجنی علیه و در هر حال، در صورت اثبات رابطه استناد، مرتکب را ضامن دانسته اند.

مشاهده می شود که نظر فقها در این مورد ماهیتا هیچ اختلافی با هم نداشته و صرفا اختلاف آنها، در مورد اثبات رابطه استناد بین ترساندن و مرگ مجنی علیه است، که در آینده بیشتر به آن خواهیم پرداخت. به هرحال قانونگذار نیز با پیروی از فقهای شیعه اقدام به وضع ماده 501 قانون مجازات اسلامی نموده است که به موجب آن« هرگاه كسي به روي شخصي سلاح بكشد يا حيواني مانند سگ را به سوي او برانگيزد يا هر كار ديگري كه موجب هراس او مي‌گردد مانند فرياد كشيدن يا انفجار صوتي انجام دهد و بر اثر اين ارعاب، شخص بميرد يا مصدوم گردد حسب مورد بر اساس تعاريف انواع جنايات به قصاص يا ديه محكوم مي‌شود».

دقت در ماده فوق نشان می دهد که اولا مرگ مندرج در آن، در اثر فعل مادی غیر اصابتی منجر به صدمه معنوی است و نه انواع دیگر فعل؛ زیرا در ماده پس از طرح مساله، مقنن مقرر داشته است و بر اثر این ارعاب آن شخص بمیرد که ظهور در صدمه معنوی مجنی علیه دارد. خصوصا آنکه همانطور که گفته شد ماده 499، حاکم بر فعل مادی غیر اصابتی منجر به صدمه مادی است. دوم آنکه موارد مذکور در ماده تمثیلی بوده و هر نوع صدمه معنوی دیگر مانند به هیجان افتادن شدید و نیز دادن خبر غمناک به دیگری یا چسباندن دروغ اطلاعیه فوت فرزند قربانی را نیز در بر می گیرد( سپهوند: پیشین، 43).

 

 

متن کامل در سایت baharfile.com

Previous Entries پایان نامه بررسی امکان تحقق قتل با صدمات غیر جسمانی در فقه و حقوق موضوعه Next Entries پایان نامه ارشد درباره مقام و حقوق زن